ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

ميلاد با بـركت حضـرت ابـي عبـدالله الحسين(ع) دومين فرزندامام علي و فاطمه زهرا(س) بنا بـر مشهور, روز سـوم شعبان سال چهارم هجري در مـدينه بـوده است. پـس از ولادت, پيامبر اكرم(ص) نام وي را((حسيـن)) گذاشت, آن گاه او را بوسيد و گريست و فرمود: تو رامصيبتي عظيم در پيش است, خداوندا كشنده او را لعنت كن! آن حضرت به مصباح الهدي و سفينه النجاه و سيد الشهداء و ابوعبدالله معروف است.
مسعودي مي نويسد:امام حسين(ع)مدت هفت سال با رسول خدا(ص) بود و در اين مدت, آن حضرت خود متصدي غذا دادن و علم و ادب آموختـن بود كه كوچكتريـن ناراحتي او را نمي تـوانست تحمل كند. روزي پيامبر از در خانه فاطمه(س) مـي گذشت, صداي گريه حسين را شنيد وارد خانه شد و به دخترش فرمـود: مگر نمـي داني كه گريه حسيـن در مـن چقـدر مـوثـر است, آن گـاه طفل را بـوسيـد و گفت:
((خداوندا مـن ايـن كودك را دوست دارم تو نيز او را دوست بدار.))



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

نهضت سیدالشهدا(ع) و هدف آن با یك سیر اجمالی در وضع عمومی آن روز، می ‏توان نسبت به تصمیم و اقدام سیدالشهدا(ع) روشن شد.

تیره ترین و تاریك ترین روزگاری كه در جریان تاریخ اسلام بهخانواده رسالت و شیعیانشان گذشته، دوره حكومت بیست ساله معاویه بود. معاویه پس ازآنكه خلافت اسلامی را با هر نیرنگ بود به دست آورد و فرمانروای بی قید و شرط كشورپهناور اسلامی شد، همه نیروی شگرف خود را صرف تحكیم و تقویت فرمانروایی خود و نابودساختن اهل بیت رسالت می نمود. نه تنها دراینكه آنان را نابود كند ؛ بلكه می خواستنام آنان را از زبان مردم و نشان آنان را از یاد مردم محو كند. جماعتی از صحابهپیغمبر(ص) را كه مورد احترام و اعتماد مردم بودند ، از هر راه بود با خود همراه كردو با ساختن احادیث به نفع صحابه و ضرر اهل بیت به كار انداخت و به دستور او درمنابر اسلامی در سرتاسر بلاد اسلامی به امیرالمؤمنین(ع) مانند یك فریضه دینی لعن میشد. به وسیله ایادی خود مانند زیاد بن ابیه و سمرة بن جندب و بسر بن ارطاة و امثالایشان، هر جا از دوستان اهل بیت سراغ می كرد به زندگیش خاتمه می داد و در این راههااز زر، از زور، از تطمیع، از ترغیب و از تهدید تا آخرین حد توانایی استفاده می كرد. در چنین محیطی طبعاً كار به اینجا می كشد كه عامه مردم از بردن نام علی(ع) و آل علینفرت كنند و كسانی كه از دوستی اهل بیت، رگی در دل دارند از ترس جان و مال و عِرضخود، هرگونه رابطه خود را با اهل بیت قطع كنند. واقع امر را از اینجا می توان بهدست آورد كه امامت سیدالشهدا(ع) تقریباً ده سال طول كشید كه در همه این مدت جز چندماه اخیر معاصر معاویه بود.
در طول این مدت از آن حضرت كه امام وقت و مبیّن معارف و احكامدین بود، در تمام فقه اسلامی حتی یك حدیث نقل نشده است؛ منظور روایتی است كه مردماز آن حضرت نقل كرده باشند كه شاهد مراجعه و اقبال مردم است نه روایتی كه از داخلخاندان آن حضرت مانند ائمه بعدی رسیده باشد. و از اینجا معلوم می شود كه آن روز دربخانه اهل
اختناق و فشار روز افزون كه محیط اسلامی را فرا گرفته بود بهحضرت امام حسین(ع) اجازه ادامه جنگ یا قیام علیه معاویه را نداد و كمترین فایده یهم نداشت؛ زیرا:
اولاً: معاویه از او بیعت گرفته بود و با وجود بیعت، كسی با ویهمراهی نمی كرد.
ثانیاً: معاویه خود را یكی از صحابه كبار پیغمبر(ص) و كاتب وحیو مورد اعتماد و دست راست سه نفر از خلفی راشدین به مردم شناسانیده بود و نام خالالمؤمنین را به عنوان لقبی مقدس بر خود گذاشته بود.
ثالثاً: با نیرنگ مخصوص به خودش به آسانی می توانست حضرت امامحسین(ع) را به دست كسان خودش بكشد و بعد به خونخواهی وی برخیزد و از قاتلین ویانتقام بكشد و مجلس عزا نیز برایش برپا كند و عزادار شود!


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
امام حسین(ع) و دینداری در غبار فتنه ها

فتنه، آزمون همیشگی برای همگان است. این سنت الهی حتی نسبت بهاولیای الهی سخت تر و برای مومنان سخت است. از این رو گفته اند: البلاء للولاء، بلاو آزمون برای دوستان است. بسیاری از مدعیان دینداری در آزمون ها چهره حقیقی خویش ازایمان و کفر را روشن می کنند. بر همین اساس خداوند آزمون را به عنوان سنت و قانونقرارداده تا این گونه حجت بر همگان تمام شود تا سیه رو شود هر که در او غش باشد.
نگاه امام حسین (ع) درتحلیل روان شناسی اجتماعی رفتار مردم ازچنین خاستگاهی برخوردار است و او با آن که می دانست که مردم این گونه هستند، ولیبرای اتمام حجت، به میان ایشان رفت و در فتنه بزرگ، ملتی را آزمود تا نگویند اگرپیشوایی بود ما به راه راست می رفتیم و عدالت را برپا داشته و علیه ظلم و ستم قیاممی کردیم.
نویسنده دراین مطلب کوتاه بر آن است تا سنت و سیره امام حسین(ع) را دربرخورد با مدعیان دینداری ارائه دهد و نقش آزمون را درحقیقت شناسی و تمایزحق از باطل تبیین کند.
فتنه ها وآزمون ها
آزمون های الهی در اشکال و قالب های گوناگون صورت می گیرد. خداوند به علل گوناگون بر آن است تا انسانها در دام بلا و فتنه گرفتار آیند. خداونددرآیه ۲سوره عنکبوت می فرماید:أحسب الناس أن یترکوا أن یقولوا امنا وهم لایفتنون؛آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها می شوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟
از این آیه چنین بر می آید که آزمون فتنه ها برای آن است کهمدعیان ایمان از مومنان واقعی بازشناخته شوند. از این رو درباره بادیه نشیناناعرابی می فرماید:قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا ولکن قولوا أسلمنا ولما یدخلالایمان فی قلوبکم و ان تطیعوا الله و رسوله لایلتکم من أعمالکم شیئا ان الله غفوررحیم؛ برخی از بادیه نشینان گفتند:«ایمان آوردیم» بگو: ایمان نیاورده اید، لیکنبگویید: اسلام آوردیم و تسلیم شده ایم.» و هنوز در دلهای شما ایمان داخل نشده است. و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید، از ارزش و پاداش کرده هایتان چیزی کم نمیکند. خدا آمرزنده مهربان است.» (حجرات، آیه ۱۴)


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
چرا بیعت نکرد؟

به چه دلیل و با کدامین توجیه منطقی، امام حسین علیه السلام بههیچ وجه حاضر نبود حتی از روی مصلحت، با یزید بیعت کند؟
نخست باید دانست که هر تصمیم تاریخ ساز، در یک موقعیت حساس و درپی مجموعه ای از علل و حوادثی گرفته می شود که دو طرف، از قبل منتظر چنین فرصتیبوده اند.
زاویة انحراف از سنت نبوی و عدالت علوی، از گذشته، آغاز شدهبود؛ اما با ظاهرفریبی، روند خود را ادامه می داد. اهل بیت علیهم السلام و اصحابپاک او همچون سلمان، ابوذر، عمار و... در هر فرصتی، به ابراز حق و آگاه کردن مردممی پرداختند؛ اما نقطه ای از تاریخ فرا رسید که طرفین احساس کردند که باید حرف آخررا بزنند و کار را یک سره کنند. پس از مرگ معاویه و روی کار آمدن یزید، چنینموقعیتی ظاهر شد؛ یزید، منکر همه چیز شد و اعلام کرد: «بنی هاشم با حکومت، بازیکردند و هیچ خبری از آسمان نیامد و هیچ وحی ای نازل نشد».۱
او تصمیم قطعی گرفته بود که با تهدید و یا قتل، اجازة هیچ گونهفعالیت را به دیگران ندهد؛ به طوری که قبل از انتشار خبر مرگ معاویه، سعی داشت ازامام حسین علیه السلام، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر، بیعت بگیرد؛ حتی باتهدید به قتل. این جا بود که امام حسین علیه السلام نیز باید تصمیمی جدی می گرفت. هنر آن حضرت در این بود که «حقانیت» خود را با پاسخ به دعوت کوفیان، با تدبیر و«عقلانیت»، پیش برد؛ به گونه ای که بر همگان اتمام حجت شد. او نهضت خود را با«مظلومیت» آمیخته کرد تا چهرة ظالمان هر چه منفورتر در طول تاریخ، باقی بماند وقابل محو شدن و کم رنگ شدن نباشد. از این رو، این رنگ الهی، تنها با «شهادت واسارت»، جاودانه ماند.
از دیدگاه امام حسین علیه السلام که آیینة وحی و در خانة وحی ودر محل رفت و آمد فرشتگان الهی است امامت و رهبری امت اسلامی، صلاحیت هایی را میطلبد که یزید و هر کسی مثل یزید، فاقد آن بوده است.
ولید، استاندار مدینه، امام حسین علیه السلام را به سویاستانداری دعوت کرد و خبر مرگ معاویه را به آن حضرت داد و نامه ای را که یزید برایگرفتن بیعت به او نوشته بود، قرائت کرد. در آن نامه، یزید خطاب به ولید نوشته بود: اگر حسین و ابن زبیر از بیعت خودداری کردند، گردنشان را بزن و سرهایشان را، نزد منبفرست.۲ امام در پاسخ او فرمود: «این که من در پنهانی و خلوت بیعت کنم، برای توکافی نخواهد بود؛ مگر این که آشکارا بیعت کنم و مردم آگاه شوند». ولید گفت: آری! فرمود: تا بامداد صبر کن و در این موضوع، تصمیم بگیر!
مروان گفت: به خدا سوگند! اگر حسین در این ساعت بیعت نکند و ازتو جدا شود، دیگر بر او قدرت نخواهی یافت. او را حبس کن و نگذار از این جا خارجشود؛ مگر آنکه بیعت کند یا گردنش را بزن!


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
مروری بر زندگی سیاسی امام حسین (ع)

هدف قیام امام (ع) :
براندازی حکومت جور یزید و تشکیل حکومت عدل اسلامی ، بر اساسخواست مردم بخصوص کوفیان ۱
مراحل قیام امام ( ع ) :
مرحله اول : کوشش برای نپذیرفتن بیعت تحمیلی یزید و از طرفدیگر تحقیق درباره امکان تشکیل حکومت در کوفه . ( از ۲۸ رجب سال ۶۰ هجری تا ۸ ذیالحجه ، یعنی ۴ ماه و ۱۰ روز )
چون امام بیعت را خلاف عقل و شرع می دانست ( یعنی امضای ظلم وقبول حاکمیت ظالم ) ، مخفیانه از مدینه حرکت کرد و به مکه رفت .
در این فاصله زمانی چون بزرگان کوفه از حرکت امام آگاه شدند ازایشان دعوت کردند تا به آنها ملحق و رهبری سیاسی آنها را بعهده گیرد . امام برایاطمینان از شرایط کوفه ، مسلم را به آنجا فرستاد و مسلم پس از بررسی اوضاع ، بهامام نوشت : نیروهای مردمی کوفه با شما هستند ، پس با رسیدن نامه من با تعجیل ، بهکوفه حرکت کنید . ۲
امام با دیدن نامه مسلم ، نامه ای به بزرگان بصره نوشته و آزآنها دعوت به همکاری کرد و سپس راه افتاد . ۳
مرحله دوم : تصمیم گیری برای تشکیل حکومت و حرکت بسوی کوفهبدین منظور و همچنین مصون ماندن از تعرض دشمن .
( از هنگام حرکت امام بسوی کوفه تا زمان محاصره )
امام رزوز ۸ ذی الحجه سال ۶۰ هجری از مکه بسوی کوفه حرکت کرد وراه خود بسوی براندازی حکومت ظلم یزید و تشکیل حکومت عدل اسلامی را آغاز نمود .
در همان روز مسلم در کوفه علیه ابن زیاد خروج کرد و فردای آنروز ( روز عرفه ) بدستور ابن زیاد کشته شد .
خبر به امام رسید . ایشان با یاران خود به مشورت نشست و رایغالب ، رفتن به سمت کوفه بود که امام پذیرفتند و حرکت کردند .۴ چرا که اعتقاد پیداکردند که شرایط رهبری و جایگاه ایشان فراتر از مسلم بوده و می توانند حرکت مردمکوفه را منسجم کرده و به انجام برسانند .
کاروان امام در نزدیکی کوفه توسط لشکر ۱۰۰۰ نفری حر ابن یزیدریاحی محاصره می شوند .
از آنجا که حر ، فردی سالم و محترم بود با امام خوشرفتاری کردهو امام تصمیم می گیرند آنها را از هدف خود آگاه کنند . ایشان در دو نوبت برایلشکریان حر سخنرانی کرده ( پس از نمازی که همگان به امامت امام خواندند ) و اعلامکرد :" من بسوی شما نیامدم مگر بعد از دعوت شما کوفیان با نامه هایتان . حال اگرحاضر نیستید با من هم پیمان شوید ، من برمی گردم . "۵
در این جا حر اظهار بی اطلاعی کرده و می گوید من دستور دارم شمارا به کوفه ببرم . امام ناراحت شده و تصمیم به بازگشت به حجاز می گیرند که پس از یکمشاجره ، قرار بر آن می شود که امام نه تسلیم شده به کوفه برود و نه به حجازبازگردد ، بلکه بسمت یک مسیر سومی حرکت کنند تا دستور جدید از ابن زیاد برسد .۶


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

یاقوت گودال غربت

سلام شهیدی را که زیارتش موجب قربت است و اشک بر مصائبش مزیدهدایت! هر نفسی که بر غمش فرو رود تسبیح است «نفس المهموم لنا المغتم لظلمناتسبیح»! و چون آه شود و برآید مُرکب استغفار ملائک «فیستغفر له کل من سمع بکاء منالملائکئ فی السماء»؛ پس در هر نفسی ۲ عبادت است و بر هر عبادتی ثوابی بی شمار «هَمالمهموم لامرنا عبادئ».
دریای غربتش همه را رسیده و خوان مصیبتش همه جا کشیده؛ نسیمتفضلش همه قلوب را درنوردیده و عالی و دانی درغمش گریبان دریده
ای که به مهرت اسیر خیل بنی آدمند
سوختگان غمت با غم دل خرمند
هر که غمت را خرید عشرت عالم فروخت
بی خبران غمت بی خبر از عالمند
وصفش از حد واژه ها برتر و نقشش از بوم نقاش بیرون و ابتر ازفهم شأنش افهام!
سلام شهیدی را که از طفل در رحم قرار یافته تا پیر در آستانهلحد! از گبر دور ز خاتم نشسته تا رسول مرسل و از جن زدیده پوشیده تا ملک مقرب! ازجماد و نبات تا زاغ و زغن و از راغ و باغ تا بیابان و صحرا و از جنت معلی تا جهیمدر حال تلظی همه و همه از عمق مظلومیتش در اشک و آه و ناله و افغان! «بکی له جمیعالخلائق و بکت له السماوات السبع و الارضون السبع و ما فیهن و ما بینهن و بکت من فیالجنئ و النار من خلق ربنا ما یری و مالا یری
سلام شهیدی را که اشرف انبیا محمد مصطفی او را چراغ فروزانهدایت و کشتی نجات امت وصف نموده و ناطق صادق آل محمد وی را باب الله الاوسع وسفینئ الاسرع الی الله تعرفه کرد! «نحن سفنن النجائ و اما سفینئ الحسین فاسرع!».
سلام شهیدی را که متن و سطر دعای عرفه او متین ترین وبامعناترین قرآن صاعد و خواندن خالق و اقرار و نجوای مخلوق است!
سلام شهیدی را که روزگار از پیدایش تا فرجام با روز عاشورایش درقیاس نباید که «لا یوم کیومک یا اباعبدالله»!


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
قیام امام حسین (ع)؛ مبانی و بنیادهای نظری

مطالعه و بررسی تاریخی واقعه کربلا و قیام امام حسین (ع) اگر چهریشه ها و ماهیت این نهضت را نمایان می سازد، اما وقوف بر تمام ابعاد و نیز اهدافقیام امام حسین (ع) نیازمند واکاوی بنیاد های نظری و اعتقادی این حماسه عظیم تاریخیاست. بنابراین ضرورت دارد اهداف و مبانی تئوریک قیام امام حسین (ع) مورد مداقه قرارگرفته تا علل، انگیزه ها و از همه مهم تر اهداف قیام امام تبیین شود.
در مورد اهداف قیام امام حسین (ع) قلم فرسایی های بسیاری شده،از دیرباز تا کنون مورخان، پژوهشگران و صاحب نظران با الهام و استناد به سخنان امامحسین (ع) عمده ترین هدف قیام امام را امر به معروف و نهی از منکر عنوان کرده اند واذعان داشته اند که امام برای اعادة حق و احیای دین جدش رسول خدا (ص) علیه دستگاهاموی به پا خاسته و در این راه تمام هستی خود را نهاده است.
واقعیت این است که امر به معروف و نهی از منکر و تلاش برایاحیای حق و دفع باطل اهداف انکار ناپذیر قیام امام حسین (ع) بوده و این مفاهیم،مفاهیمی راهگشا و کلیدی در فهم علل قیام امام به شمار می روند. اما برای درک بهترعلل، اهداف و انگیزه های قیام امام حسین (ع)
می بایست به واکاوی این مفاهیم پرداخت تا در مورد قیام امامحسین (ع) از سطح مفاهیم کلی به سوی رهیافت های عینی و ملموس رهنمون شد. اگر در موردمهم ترین هدف قیام امام حسین (ع) یعنی امر به معروف و نهی از منکر به کلیت اینمفاهیم بسنده کنیم در تحلیل قیام امام ناتوان شده و از ارائه تفسیر و تحلیلی صحیحاز قیام باز خواهیم ماند.
با نگاهی به جامعه اسلامی زمان امام حسین (ع)
در دوران حکومت یزید به این نتیجه می رسیم که مردم به ظواهر دینپایبند بوده وواجبات و مستحبات دین را اکثریت آنان انجام می دادند. هر چند عصر امویدر تاریخ اسلام عصر کم رنگ شدن تقیدات دینی و اعتقادی مردم بود اما تقریبا اکثرقریب به اتفاق مسلمانان فرایض دینی از قبیل نماز، روزه، حج، زکات و ... را ادا مینمودند. حتی عنصری چون یزید که در حلقه خواص و نزدیکان خود به انکار آسمانی بودندین اسلام می پرداخت اما در ظاهر به انجام فرایض و اقامه نماز با مسلمانان تظاهر میکرد. از این جهت شاید معروف بدان معنا که در شریعت اسلام ذکر شده وجود نداشت کهامام در صدد امر به آن برآید. یا اینکه از نظر دستورات اسلامی منکری به آن معنا کهدر اسلام توصیه به نهی از آن شده باشد در سطح جامعه انجام نمی گرفت.
شاید برخی بر این باور باشند که اعمال و رفتار یزید و فسق وفجور وی که اینک ردای خلافت را بر تن کرده و ادعای جانشینی پیامبر را می نمود


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
قیام امام حسین (ع)؛ مبانی و بنیادهای نظری

مطالعه و بررسی تاریخی واقعه کربلا و قیام امام حسین (ع) اگر چهریشه ها و ماهیت این نهضت را نمایان می سازد، اما وقوف بر تمام ابعاد و نیز اهدافقیام امام حسین (ع) نیازمند واکاوی بنیاد های نظری و اعتقادی این حماسه عظیم تاریخیاست. بنابراین ضرورت دارد اهداف و مبانی تئوریک قیام امام حسین (ع) مورد مداقه قرارگرفته تا علل، انگیزه ها و از همه مهم تر اهداف قیام امام تبیین شود.
در مورد اهداف قیام امام حسین (ع) قلم فرسایی های بسیاری شده،از دیرباز تا کنون مورخان، پژوهشگران و صاحب نظران با الهام و استناد به سخنان امامحسین (ع) عمده ترین هدف قیام امام را امر به معروف و نهی از منکر عنوان کرده اند واذعان داشته اند که امام برای اعادة حق و احیای دین جدش رسول خدا (ص) علیه دستگاهاموی به پا خاسته و در این راه تمام هستی خود را نهاده است.
واقعیت این است که امر به معروف و نهی از منکر و تلاش برایاحیای حق و دفع باطل اهداف انکار ناپذیر قیام امام حسین (ع) بوده و این مفاهیم،مفاهیمی راهگشا و کلیدی در فهم علل قیام امام به شمار می روند. اما برای درک بهترعلل، اهداف و انگیزه های قیام امام حسین (ع)
می بایست به واکاوی این مفاهیم پرداخت تا در مورد قیام امامحسین (ع) از سطح مفاهیم کلی به سوی رهیافت های عینی و ملموس رهنمون شد. اگر در موردمهم ترین هدف قیام امام حسین (ع) یعنی امر به معروف و نهی از منکر به کلیت اینمفاهیم بسنده کنیم در تحلیل قیام امام ناتوان شده و از ارائه تفسیر و تحلیلی صحیحاز قیام باز خواهیم ماند.
با نگاهی به جامعه اسلامی زمان امام حسین (ع)
در دوران حکومت یزید به این نتیجه می رسیم که مردم به ظواهر دینپایبند بوده وواجبات و مستحبات دین را اکثریت آنان انجام می دادند. هر چند عصر امویدر تاریخ اسلام عصر کم رنگ شدن تقیدات دینی و اعتقادی مردم بود اما تقریبا اکثرقریب به اتفاق مسلمانان فرایض دینی از قبیل نماز، روزه، حج، زکات و ... را ادا مینمودند. حتی عنصری چون یزید که در حلقه خواص و نزدیکان خود به انکار آسمانی بودندین اسلام می پرداخت اما در ظاهر به انجام فرایض و اقامه نماز با مسلمانان تظاهر میکرد. از این جهت شاید معروف بدان معنا که در شریعت اسلام ذکر شده وجود نداشت کهامام در صدد امر به آن برآید. یا اینکه از نظر دستورات اسلامی منکری به آن معنا کهدر اسلام توصیه به نهی از آن شده باشد در سطح جامعه انجام نمی گرفت.
شاید برخی بر این باور باشند که اعمال و رفتار یزید و فسق وفجور وی که اینک ردای خلافت را بر تن کرده و ادعای جانشینی پیامبر را می نمود


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
قیام حسینی، وحدت اصالت وظیفه و نتیجه

اصلاح طلبی، گرایش معتدلانه میان حرکت "انقلابی" و "محافظهکارانه" است که در مقام نفی هر یک از دو گرایش اصالت وظیفه و اصالت نتیجه و درصددجمع میان آن دو می باشد، بدین معنا که توجه به هر یک از آنها نباید سبب غفلت ازدیگری شود و با ملاحظه نتیجه و مصالح، تکالیف از انعطاف پذیری لازم برخوردار باشند.
نویسنده با توجه به سیره نبوی و نحوه نزول تکالیف، معتقد است کهاز نگاه اسلامی، سیره اصلاحی رسول اکرم و قرآن و نیز سیره سایر معصومان جمع بیناصالت وظیفه و نتیجه است و اگر چه معصومان به مبارزه قهرآمیز و جنگ اقدام می کردند،اما اصل، چه در محتوای پیام و چه در شیوه اصلاحی آنها، به کارگیری کلام و رعایتتدریج در اقدام عملی بوده است ولی چون آنان افراد محافظه کار و بی مسئولیتی نبودند،در شرایط ضروری و دفاعی دست به شمشیر برده و از کشتن و کشته شدن نیز دوری نمیکردند.
امام حسین(ع) نیز به عنوان یک مصلح دینی به دنبال وحدت بخشی بینوظیفه و نتیجه بود که این امر با توجه به مطالب ذیل قابل اثبات است: سیره حضرت درامر به معروف و نهی از منکر که با محاسبه، تدریج و عقلانیت و قرین به آثار و نتایجصورت می گرفت؛ توجه به عنصر زمان و مکان ؛ اقدامات متفاوت و بیانات مختلف از آغازنهضت تا کربلا. نگاهی که نویسنده محترم به موضوع دارند، طبعاً نمی تواند نگاه همهکسانی باشد که به بررسی و تحلیل حرکت امام حسین(ع) و اساساً موضوع اصلاح طلبی میپردازند. با این همه نگاه ایشان می تواند مورد توجه و حتی نقد قرار گیرد.
نوشتار حاضر تحت عناوین زیر سامان یافته است:
الف) مقدمه؛
ب) اشاره ای گذرا به مصلحان و شیوه های اصلاحی در قرآن؛ ج) نسبتمیان تکلیف و نتیجه در نهضت حسینی؛
د) نتیجه گیری.
الف) مقدمه:
در آغاز سخن به عنوان مقدمه، تأملی بر بعضی مفاهیم کلیدی پژوهشو ارتباط بین آنها ضروری می نماید:


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
...و ما ادریک ما یوم الحسین

در شب ۱۷ رمضان خاتم انبیا به معراج رفت و همه معنا و اضلاعخلقت از ابتدا تا انتها بر حضرت نمایان شد.
خاتم رسل (ع) از لحظه خلقت آدم و حوا تا زمان حشر و نشرفرزندانشان را مشاهده کرد!
پیامبر در آن شب، لحظه تلخ رانده شدن آدم و حوا و هبوط و ناله وانابه جانگذار آن دو و لحظه وحشتناک فوران آب از تنور خانه پیرزن و بارش بارانترسناک و وقوع سیل جهان افکن و غرق شدن خداگریزان را در عصر نوح و لحظه دهشتناک درآتش افکندن ابراهیم توسط نمرودیان و آن غربت دلسوز ابراهیم در میان آتش و لحظهامتحان سخت ابراهیم برای به مسلخ بردن اسماعیل جوان و مثله کردن زکریا با اره توسطبنی اسرائیل و بریده شدن سر یحیی در عمیق ترین غربت دوران و شکافته شدن رود نیل وگذر بنی اسرائیل از متن آن و غرق شدن فرعونیان و صحنه های تلخ و دلسوز و مظلومیت هاو مصیبت ها از اول تا پایان عالم را دید و این دیدگان که حامل جوامع الکلم است وهمهو همه را دیده آنگاه که به حسین (ع) می رسد فریاد می زند: «لا یوم کیوم الحسینهیچ روز مانند روز حسین نمی شود. حقیقتاً این چه روزی است که آن روزها در برابرشدیده نمی شوند!؟
فقط و فقط او نیست که صاحب چنین صلاو ندایی است. علی که غریو«انی اعلم بعلوم السموات» او را همراه «سلونی قبل ان تفقدونی» همه گوش ها شنیده استاو هم در بازگشت از صفین در راه کوفه در سرزمینی غریب از اسب فرود آمد و خم شد ومشتی خاک برداشت و بویید و اشک ریخت و فرمود «لایوم کیومک یا ابا عبدالله
یوم الحسین را احدی از اولین تا آخرین ادراک و افهام نکرده است.
اما این همه بیان کننده این حقیقت است که ما درباره این روز وصاحب آن و آنچه توسط او در جریان قیامش رخ داد تأمل کنیم و به سوگ بنشینیم.
یوم الحسین (ع) هم مقتل دارد هم مطلب و همانقدر که مقتلش عمیق وجانسوز است مطلبش هم جان افروز است.
پیرو حسین همانطور که از مقتل یوم الحسین آگاه و مجذوب آن است؛باید به مطلب آن عالم و عامل باشد و مطلب آن نه آن است که برخی قلم بزنند که فلسفهقیام را از دریچه محدود خود تندیس سازی کنند؛ بلکه مطلب یوم الحسین باید مانندمقتلش که نقل مظلومیت و غربت است، روایت معصومیت و طهارت باشد تا اخلاق را صیقل وروح را پرواز دهد؛ چنان که مقتلش چنین می کند.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

مشاور امور بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به اینکه پس از وفات پیامبر (ص) جامعه اسلامی به سمت سقوط و افول رفت، گفت: امام حسین(ع) برای احیای جامعه اسلامی قیام کرد بنابراین مسئله عزت در قیام عاشورا به عنوان عنصری اساسی باید مورد تأکید بسیار قرار گیرد.
دکتر محمدعلی آذرشب مشاور امور بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به اینکه حادثه عاشورا را می‌توان از وجوه مختلف به جهانیان عرضه کرد، اظهار داشت: گفتمان انسانی بین‌المللی، گفتمان اسلامی عام و فرامذهبی و گفتمان شیعه با ذهن باز یا تشیع محمدی (ص) از جمله وجوهی هستند که می‌توان در بررسی واقعه عاشورا مورد توجه قرار داد.
وی افزود: اما گاهی این واقعه در چارچوب خرافه و مسائل خلاف شرع مورد توجه قرار می‌گیرد که متأسفانه هم‌اکنون بسیاری از رسانه‌های دنیا بطور عملی بر این بخش تأکید می‌کنند و گاهی نیز پیروان و دوستداران اهل‌بیت از روی جهالت، لجبازی یا تعصب با مسائلی مثل قمه‌زنی و یا داستانهای غیرواقعی به این امر کمک می‌کنند، در حالیکه جنبه‌های انسانی این موضوع به فراموشی سپرده می‌شوند.
آذرشب ادامه داد: بسیار مهم است که رسانه‌ها، اندیشمندان، منبریها و مداحان ما به این مسئله توجه کنند که جنبه‌های انسانی، اسلامی و تمدنی قیام حضرت اباعبدالله را بیان کنند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

شفاعت  امام  حسین  (ع)

شفاعت در روز قیامت ، یکی از مسائلی است که مسلمانان علی الخصوص شیعه اثنی عشری طبق آیات و روایات به آن معتقدند. در معارف اسلامی مبین شده است که چه کسانی می توانند در روز قیامت دیگران را شفاعت کنند. (از این دیدگاه ، مناسب بود که موضوع بحث تغییر یابد و به میزان شفاعت امام حسین (ع) تبدیل گردد، چرا که در روزقیامت انبیا، اولیا، صلحا، علما و شهدا... مقام شفاعت را دارا هستند. اگر چه خود شفیع بودن و شفاعت کردن مقام و جای گاهی دارد، در روز قیامت کسی که بتواند بیشترین افرادرا شفاعت کند، دارای مقام بالاتر و والاتری است . از آن جایی که در زیارت نامه ها فقط به مقام شفاعت حضرت اشاره کرده اند، این بحث را پیش کشیده ایم وگرنه مقام سید الشهدا در روز قیامت بسیار بالاتر از شفاعت عادی و معمولی است ).
امام حسین (ع) از جنبه های مختلف می تواند در روز قیامت شفاعت نماید: ازجهت این که امام و پیشوای متقیان است ، معصوم ، عالم ، شهید، صالح و... است . هر یک از این موارد می تواند مقام شفاعت به شخص بدهد، اما از نظرگاه زیارت نامه ، شفیع بودن حضرت چند دلیل دارد: اول آن که حضرت نزد خداوند از وجاهت خاصی برخوردار است و آبروداران می توانند نزد پروردگار شفاعت کنند: «السلام علیک یا قائد الغر المحجلین ؛سلام بر تو ای پیشوا و سرور روسفیدان عالم ». در دعای توسل نیز هنگامی به امام حسین (ع) متوسل می شویم می خوانیم : «یا وجیهاً عندالله اشفع لنا عندالله».



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 12 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

سوم شعبان سال ۴ هجری دومین سبط وریحانه ی رسول اكرم (ص) و سومین پیشوا و امام معصوم و پنجمین چهره ی درخشان آل عبا حضرت ابا عبدالله الحسین در خانه علی و فاطمه (س) متولد شد و جهان از ولادت آن حضرت روشن و منور گشت.
حضرت امام حسین(ع) در آغوش پیامبر بزرگ اسلام (ص) به مدت ۷ سال تربیت یافت و درباره امام حسین(ع) پیامبر مكرر فرموده است: خدایا من حسین را دوست می دارم پس دوست بدار كسی كه او را دوست می دارد و در جای دیگر مقام آن حضرت را به قدری بالا برده است كه می فرماید:
حسین منی و انا من حسین، حسین از من است و من از حسینم، و پیامبر امام حسین را احیاء كننده شریعت خود و نگه دارنده ی قرآن و مكتب خود می داند و این مقام را بدست نیاورد جزء با پاسداری خالصانه ی حضرتش از اسلام و قرآن و نثار خون پاك و مقدسش در احیای دین جدش رسول الله (ص)، درود خدا بر او و اهل بیتش باد.
امام حسین (ع) جلوه اوصاف پیامبران است وجود مبارك امام حسین (ع) كه در آیینه ی قرآن و در عرصه گاه وجود پیامبر اسلام و در صفحه ی روشن بصیرت و بینش خود همه پیامبران را با ارزش های وجودی آنان می دید سرا پا عاشق آنان شد و در دنیای باطنش همراه و همراز آنان گشت و از ارزشهای وجود آنان به شدت رنگ گرفت تا جایی كه وارث آنان شد.
هنگامی كه می گوییم حسین وارث پیامبران است به این معنا نیست كه آن حضرت از آن بزرگواران ارث مادی برده است بلكه به این معنا است كه آن جلوه گاه حقیقت همه ی ارزشهای الهی و معنوی آنان را به ارث برده است.
پربارترین و سنگین ترین ارثی كه از پیامبران برای پس از خودشان باقی ماند ارزش های الهی و انسانی و فرهنگ ثمر بخش و پاكشان بود كه هر انسانی با نشان دادن لیاقت و شایستگی و از طریق حسب و نسب معنوی می توانست از آن بزرگواران ارث ببرد و در میان همه سهم ارث بری امام



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 12 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
رجعت امام حسین (ع)

اعتقاد به رجعت، یكی از ویژگیهای مكتب اهل بیت و تشیع است كهبرخاسته از آیه های نورانی قرآن مجید و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام می باشد . طبق این اعتقاد، خداوند متعال انبیا و جانشینان آنان و پیامبر اكرم و ائمه اطهارعلیهم السلام را با گروهی از مومنان و پاكان و برخی از ستمگران و جنایتكاران مخصوصاظلم كنندگان به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و سید الشهدا علیه السلام را پس ازمرگ دوباره قبل از روز قیامت زنده می كند و به این دنیا بر می گرداند تا بندگانشایسته خداوند و مومنین از این ستمگران كه دشمنان خداوند می باشند پیش از عذابی كهدر آخرت بر ایاشان مهیا شده در همین دنیا انتقام بگیرند.
زمان این رجعت با ظهور سرور آفرین حضرت بقیت الله الاعظم حجت بنالحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شروع می شود و اول كسی كه به دنیا بر میگردد امام حسین علیه السلام می باشد التبه مناسب است پیش از آنكه رجعت حسینی علیهالسلام كه موضوع این فصل است را مطرح كنیم در رابطه با اصل رجعت و بعضی از زوایایآن نكاتی را متذكر شویم .
۱) مراد از رجعت آن است كه قبل از معاد و پیش از روز قیامت، بدنهایی كه روح از آنها جدا شده است، دو مرتبه روح به همان بدنها بر گردد و آن فردمرده با همان بدنی كه قبلا در او روحش بوده زنده شود لذا اعتقاد به رجعت با مسالهحلول و تناسخ فرق دارد زیرا تناسخ و حلول عبارت است از وارد شدن روح در بدن انساندیگر یا حیوانی و ما این را رجعت نمی گوئیم .
۲) رجعت یك امر ممكن بوده و كسی كه امكان او را انكار كند، قدرتبی پایان خداوند را محدود كرده، و منكر توانایی پروردگار است، لذا می گوئیم خداوندیكه قدرت دارد كه در روز قیامت همه ما را زنده كند می تواند در همین دنیااشخاص مردهرا دو مرتبه زنده كند و به آن حیات ببخشد (أَلَیْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَی أَنیُحْیِیَ الْمَوْتَی) آیا او (خداوند) توانایی زنده كردن مرده را ندارد؟
۳) علاوه بر ممكن بودن برگشت روح به بدن، این مطلب در امتهایگذشته به شهادت قرآن مجید واقع شده است، قرآن در چندین آیه مباركه جریاناتی را بیانفرموده كه حاكی بر وقوع رجعت بوده است . و اساسا مگر مهمترین معجزه حضرت عیسی علیهالسلام زنده كردن مردگان نبوده است؟ !! پس برگشت روح به بدن قبلی خود، هم ممكن بودهو هم به وقوع پیوسته است.
۴) علاوه بر احادیثی كه رجعت را بیان فرموده در قرآن مجید نیزراجع به زنده شدن بعضی از انسانها پیش از روز قیامت نیز مطلب آمده كه به عنواننمونه در آیه مباركه ۸۳ سوره نمل چنین می خوانیم (وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّأُمَّهٍٔ فَوْجًا مِّمَّن یُكَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ) یعنی روزی كهاز هر امتی گروهی را محشور می كنیم.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 12 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
   
 
 
وصیتنامه امام حسین (ع )

از اهداف قیام امام حسین (ع ) احیای امر به معروف ونهی از منكر است كه متاسفانه در جامعه ما كـم رنـگ شده وچه بسا ارزش خودرا هم از دست داده وتبدیل به ضد ارزش شده است , چون اگر می بینیم كسی با فساد وبدعت وظلمی مبارزه می كند,اورا توبیخ هم می كنیم .  

بسم اللّه الرحمن الرحیم :
هذا ما اوصی به الحسین بن علی الی اخیه محمد بن الحنفیهٔ . یـشـهـد ان لا اله الا اللّه وحده لا شریك له وان محمدا عبده ورسوله , جا بالحق منعن د الحق وان الـجـنهٔ والنار حق وان الساعهٔ اتیهٔ لا ریب فیها وان اللّه یبعث منفی القبور, وانی لم اخرج اشرا ولا بـطـرا ولا مفسدا ولا ظالما وانما خرجت لطلبالاصلا ح فی امهٔ جدی (ص ) ارید ان امر بالمعروف وانـهـی عـن المنكر واسیر بسیرهٔجدی وابی علی ابن ا بی طالب (ع ) فمن قبلنی بقبول الحق فاللّه اولـی بـالـحـق ومنرد علی هذا اصبرحتی یقضی اللّه بینی وبین القوم بالحق وهو خیر الحاكمین وهذه وصیتییا اخی الیك وما توفیقی الا باللّه علیه توكلت والیه انیب )) [۱] .
بعد از آنكه ((محمدبن حنفیه )) خدمت برادر بزرگوارش سیدالشهدا(ع)شرفیاب شد وحضرت را از رفـتن به سمت عراق بر حذر داشت ))وحضرت امتناع كرد, آنگاهكاغذ وقلم طلب كرد ووصیتنامه فوق را مرقوم فرمود وبه دست برادر سپرد: ((بـعـد ازحـمد وثنای الهی , این چیزی است كه حسین بر برادرش محمد حنفیه وصیت می كند: شهادتمی دهم به توحید ویگانگی خداوند واینكه محمد بنده وفرستاده بحق اوست واینكه بهشتوجـهـنـم حـق است وقیامت بدون هیچ شكی واقع می شود وخداوند انسانهارا زنده می كندخروج وقـیـام من از روی سركشی وخوشگذرانی وفساد وظلم در روی زمین نیست , بلكه قیاممن برای اصـلاح در امـت پـیـامـبـر(ص ) وامـر بـه مـعـروف ونـهـی از مـنـكـراست , ومی خواهم به سیره پـیـامـبـر(ص )وپـدرم عـلـی بـن ابـیـطـالـب عـمـل كـنـم پـس هـركـس قبول كند, در واقع خـداونـدراپـذیـرفـته است (چون راه من از راه خدا جدا نیست ) وهر كه تخلف كند, صبر می كنم تـاخداوند بین من ومردم ستمكار, حكم كند برادرم ! اینوصیت وسفارش من به تواست وتوفیق از خداونداست وتوكل به او می كنم وبازگشت هم به سویاوست )). هـمـچنان كه از متن وصیتنامه آشكاراست , این از قبیل وصیتنامه های معمولیوعرفی نیست كه اشخاص درباره اموال ودارایی خود می نویسند, بلكه اهداف وخطمشیوانگیزه امام حسین (ع )را در حـركـت خـود بـازگـو مـی كـند هر چند دروصیتنامه هایشرعی گفته شده كه سزاوار نیست مسلمانی شب بخوابد مگر آنكه وصیتنامه اش در زیر سرشباشد [۲].
امر به معروف ونهی از منكر


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 12 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:3)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.